تبليغاتX
روزمرگي ها
این روزها که می گذرد خسته ام

انگار توانی برای کشیدن این جسم خسته ام نیست

انگار....

افق زیباست

وافق آنچه نفس کشیدن توست،زیباتر

دل من اما

دیدن زیبایی را از یاد برده است

وهیچ نمی بینم

جز این اتاق تاریک

که خاموش مانده در آن

تمام جهان

با دل خسته ام

روشنی افق را در قدمهایم می ریزم

تا به هرکجا برسم

...

"محمدحسین مدل"

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم شهریور 1384ساعت 23:16  توسط nafiseh zare kohan  | 

روایت اول

عجیب کشوری داریم

همه چیز در آن جوری اتفاق می افتد که نمی فهمیم چه شد؟

یک روز استاندار سابق فلان جا می شود شهردار وبعد از یک سال همه یک جناح  معروف اجماع می کنند که کاندیدای ریاست جمهوری شود وخوب وقتی آن جناح معروف بخواهد هر چیزی ممکن است اتفاق بیافتد ...

روز بعد وقتی همان فرد اعضای کابینه اش را معرفی می کند همان ها که بر سر آمدنش اجماع کرده بودند  به 4 نفر از آنها که مورد نظرش است رای نمی دهند وتازه موافقانش به مخالف و مخالفانش به موافق تبدیل می شوند

واز همه عجیب تر برای این که دل یک کاندیدای قربانی شده که از قرار روزگار فرمانده سابق نیروی انتظامی هم بوده است را به دست بیاورند شهردارش میکنند و می گویند که با اکثریت آرا انتخاب شد وفردای همان روز یکی مصاحبه می کند که نه پنجاه درصد شورای شهر با وی مخالف بودندوکسی که  هر جا رییس جمهور جدید می رفت همراهش بود به مخالفان سیاستهای رییس جمهور در شورای شهر می پیوندد.

به راستی عجیب کشوری داریم!!!

روایت دوم

آن روز که همه در تب وتاب این بودیم که کشور به دست نظامیان نیافتد وهرروز از آقای سردار سوالی می کردیم که جوابی برای آنها نداشت کمتر گمان می کردیم که یک شب مانده به انتخابات همه چیز جور دیگری رقم بخورد وآقای سردار به مهره ای برای بازی تبدیل شود کما اینکه شاید از قبل به عنوان مهره ای برای بازی انتخاب شده بود  چرا که اصلا قرار بود ردای ریاست جمهوری بر قامت کس دیگری دوخته شود هرچند که بر قامتش ناساز باشد.

تمام تبلیغات رنگارنگ سردار با بیش از دهها عکس مختلف بر دیوارهای شهرماند وآنچه باید می شد شد و شهردار سابق به ریاست جمهوری رسید .

حالا نوبت به معرفی کابینه رسیده بود احمدی نژاد که با حمایت همه جانبه جناح راست به ریاست جمهوری رسیده بود اکنون باید پاسخ آن حمایت ها را با تر کیب کابینه ای که معرفی می کرد می داد اما غافل از اینکه استاد دانشگاه علم وصنعت نمی دانست با معرفی این اعضا چه می کند آنان که تا پیش از این سنگ حمایت از او را بر سینه میزدند با دیدن لیست کابینه و ندیدن اسم خودشان وهوادارانشان در لیست به مخالفان جدی احمدی نژاد تبدیل شدند و البته عکس آن هم اتفاق افتاد .. .

رییس جمهور بی تجربه  که تصور نمی کرد در طرفه العینی همه چیز بر هم بخورد چنان شوک عظیمی دید که بعد از مخالفت با وزرای پیشنهادی خودش توان مصاحبه با خبرنگاران رااز کف داد وبه مصاحبه با خبرنگار صدا وسیما بسنده کرد .

اما این تازه آغاز ماجرا بود با معرفی برخی سرپرستها و معاونین  مخالفت با شهردار سابق بار دیگر آغاز شد وبا انتخاب قالیباف به عنوان شهردار مخا لفتها به اوج رسید تا جایی که چمران وشیبانی از دایره حامیان رییس جمهور در شورای شهر خارج شده وبه مخالفانش پیوستند و حتی خوش چهره نماینده آبادگر مجلس هفتم در پاسخ به انتخاب قالیباف به عنوان شهردار گفت: "اين بازي سياسي و هزينه‌‏هايي است كه رئيس‌‏جمهوري بايد به خاطر رفتار خود بپردازد نوع رفتارهاي احمدي‌‏نژاد باعث شده است تا دو فراكسيون اقليت و اكثريت در شوراي شهر شكل بگيرد و جناح حامي احمدي‌‏نژاد اكنون فراكسيون اقليت شوراي شهر است".
از طرف دیگر نیمه موافق رییس جمهور در شورای شهر انتخاب قالیباف را امری طبیعی دانسته ومیگویند که :"
درانتخاب قاليباف براي اداره شهر تهران تنها مصلحت شهر را در نظر گرفتيم و اين تصميم هيچ ارتباطي به رقابت وي با رئيس‌‏جمهوري در انتخابات اخير نداشته است" .

و این در حالی است که برخی نمایندگان مجلس  می گویند:" حضور فردي نظامي در رأس شهرداري تهران نگران کننده است چرا كه در كابينه دولت هم تعداد قابل توجهي از وزراء افرادي امنيتي نظامي هستند".

 اماهمه  این ها  تقصیر رییس جمهور تازه کار نیست اوباید دل نیمه دیگر از کسانی که به خاطرش قربانی شده اند را هم به دست بیاورد از این روست که سردار را که از میرداماد دل کنده بود تا به پاستور برود به بهشت می فرستد تا شاید دلش را به دست بیاورد .

به این ترتیب  می توان گفت که این پایان در گیریهای رییس جمهور نیست او قولهایی داده است که همه اطرافیانش توقع انجام آنها را دارند قولهایی که احتمالا توان اجرای آنها را نخواهد داشت چون او باید دل همه را به دست بیاورد واین امری محال است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1384ساعت 10:24  توسط nafiseh zare kohan  |