تبليغاتX
روزمرگي ها

اول

امروز آخرين روز از اعتصاب غذاي اعضاي سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي(ادوار تحكيم وحدت) و دفتر تحكيم وحدت است .

 بچه ها در اين سه روز كه هم سخت بر آنها گذشت (از لحاظ جسمي) وهم نگذشت (ازنظر با هم بودن ) يك صدا خواستار آزادي همه زندانيان سياسي به خصوص مهندس موسوي ،رامين جهانبگلو ومنصور اسانلو شدند .

هرچند قبل از اين هم گفته بودم نمي دانم چقدر اين اقدام در آزادي آنها تاثير دارد اما همين كه صداي

يك صداييشان به گوش آنان كه بايد برسد می رسد كافي است ، مگر غير از اين است ؟؟

 

دوم

راستي امروز روز مادر است ازطرف من به همه مادرها تبريك!

 من كه خودم...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 10:42  توسط nafiseh zare kohan  | 

پایان بهار 78 آغاز اتفاقاتی شد که هیچ گاه از ذهن تاریخ پاک نخواهد شد

روزنامه سلام که ارگان مجمع روحانیون مبارز ودر واقع روحانیون  چپ گرا بود در روز سه شنبه 15 تیرماه نامه ای را منتشر کرد که در آن به اصلاح قانون مطبوعات توسط سعیدامامی( اسلامی) متهم قتل های زنجیره ای اشاره شده بود .

اقدام روزنامه سلا م اگرچه واکنش های زیادی را در پی داشت اما تنها این اعتراضات یک روز به طول انجامید و عصر روز 16 تیرماه روزنامه به دستور وزارت اطلاعات توقیف شد .

پس از آن در روز 17 تیرماه در حالی که دانشجویان خود را برای تعطیلات تابستانی آماده می کردند در اعتراض به توقیف روزنامه سلام دست به اعتراض زدند وبا جمع شدن در خیابان کارگر نا رضایتی خود را اعلام کردند اما متاسفانه آنانی که هیچ گاه این اعتراضات را بر نمی تابند کردند آنچه را که نباید و میدان انقلاب ،خوابگاه دانشجویان در کوی دانشگاه به عرصه زد وخورد جدی دانشجویان تبدیل شد وبا دخالت نیروی انتظامی وحمله لباس شخصی ها دانشجویان مورد ضرب وشتم قرار گرفته و ماجرا به خشونت کشیده شد .

این گونه بود که دانشجویان سایر دانشگاه های تهران و حتی شهرستانها از دانشجویان حمایت کردند اما به جز مصطفی معین وزیر وقت علوم که در حمایت از دانشجویان استعفا داد هیچ یک از اصلاح طلبان آن طور که باید از دانشجویان حمایت نکردند و سرانجام با یک راهپیمایی حکومتی در 23 تیر با حضور همانانی که دانشگاه را به خاک و خون کشیدند قضیه را به گمان خود فیصله دادند و حال پس از گذشت هفت سال از آن روزها ما هنوز اجازه نداریم که درباره آن روز در روزنامه ها چیزی بنویسیم ویا یادبودی برگزار کنیم و باید هم چنان شرمنده دانشجویان آن روز ماند ...چه تلخ است ننوشتن وقتی چیزی از درون به تو تلنگر می زند که باید نوشت تا همه بدانند...ولی باور دارم آنچه باید فراموش نخواهد شد...

 

این هم روایت علی افشاری از حادثه هیجدهم تیر ۷۸

 

 

 

 

 

 

ما را به خاطر بياور

 

ما را كه تازه جواناني بيست و دو ساله بوديم

شور عشق در سينه داشتيم و

پيش از آنكه عاشق شويم

 

سينه به خاك سپرده مُرديم

 

ما را به خاطر بياور

 

ما را كه سينة سُرخاني خنياگر بوديم

 

و دَه به دَه

 

نه در آسمان و نه در كوهسار و نه بر شاخسار

 

كه در بازار

 

پيش از آنكه آوازه خوان شويم

 

بر شاخه تكيده از تكيه گاه خويش

 

جان واسپرديم .

 

به خاطر دارم

 

پيامتان و سرنوشتتان را

 

كه هميشه از گذرگاه خاطرم در گذر است

 

آوازهاي صامت سينهْ سُرخانِ سينه بر سيخ

 

تجسد آرزوهاي بيست و دو ساله گان سينه بر سنگ

       كه از تكرار يادشان شايد
                   پيش از آنكه شاعر شوم
     بيست و دو ساله مي ميرم

شهید کوی دانشگاه عزت ابراهیم نژاد

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 0:35  توسط nafiseh zare kohan  | 

ديروز ادوار تحكيم ميزبان شيرين عبادي بود تا ضمن بيان موارد نقض حقوق بشر در ايران  يادي شود از مهندس موسوي كه هنوز بعد از قريب به يك ماه در زندان است .

اما جداي از تمامي مسايلي كه وي در باره اش سخن راند ،آنچه بيش از همه مرا وشايد بسياري ديگر را كه در آنجا حضور داشتند متاثر كرد بيان مواردي از قانون اساسي در باره زنان ودختران  بود و نكته جالب اين بود كه شيرين عبادي با مقايسه اين قوانين با قانون هاي ديگري تناقض هاي آشكار قانون اساسي رابه نمايش گذاشت.

مثلا اين قانون كه سن كيفري دختران نه سال تمام است  و اگر دختربچه اي به جرمي متهم شود همان رفتار جزايي با وي خواهد شد كه با يك زن چهل ساله صورت خواهد گرفت و از آن سو به هيچ دختر تا سن هجده سالگي بدون اجازه پدر گذرنامه نمي دهند

به اعتقاد او چگونه است كه  يك دختر نه ساله آنقدر عاقل شده كه جرمي مرتكب شود اما آنقدر عاقل نيست كه براي ورود وخروجش از كشور تصميم بگيرد ؟چگونه است كه تا سن شانزده سالگي نمي تواند براي كشورش تصميم بگيرد؟

قانون اساسي ما پر است از بزنگاههايي كه شايد تا به حال هيچ كس گذرش بر آنها نيفتاده باشد اما متاسفانه اين بندها و تبصره ها هستند بدون اينكه راهي براي تغيير آنها وجود داشته باشد.

به قول شيرين عبادي حقوق بشر در ايران قانوني نقض مي شود!!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر 1385ساعت 10:49  توسط nafiseh zare kohan  | 

امروز دومین سالگرد ازدواج ماست (من و حجت)

یادش به خیر!همه چیز از" پیام نسیم" شروع شد ،از" قاصدک "پیام را گرفتیم و به" آستان جانان "رسیدیم  پس از آن "بوی باران" مستمان کرد ودر" آسمان عشق" پرواز کردیم .

در" بهار دلکش " با "بیداد همایون" "درخیال" به  هم رسیدیم وسرانجام" نسیم وصل "وزیدن گرفت واکنون پس از دو سال با "یادایام" گذشته به" سرعشق" نگاه می کنیم ومن باز هم مثل دوسال گذشته خواهم گفت:

حجت عزیز

پس از مرگ های پیاپی که زندگی مرا سنگ چین کرده بود سرانجام طالع شدی

خجسته باد آمدنت ..

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 12:12  توسط nafiseh zare kohan  | 

ديشب خانواده مهندس موسوي با او ديدار كردند .

نمي دانم  علتش تاثير تجمع فعالان سياسي در ادوار بود يا چيز ديگري اما به نظرم مهمتر از آن  ديدار موسوي با خانواده اش بود .

خوشحالم از اين بابت كه ديشب  خانم آقاي مهندس ،زهرا و امير حسين با آرامش نسبي به خواب رفتند واز اين خوشحال ترم كه مهندس فهميد ما تنهايش نمي گذاريم وبه يادش هستيم.

 

دیدار موسوی خوئینی با خانواده اش

 گزارش خبرگزاری آفتاب از دیدار خانواده مهندس موسوی با خانواده

گزارش دکتر شریف از پرونده مهندس موسوی

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 15:47  توسط nafiseh zare kohan  |