محبوبه(مقدم) را خیلی وقت است که می شناسم .
از همان زمان که با بعضی بچه های دانشکده خودمان و دانشگاههای دیگر رسم کوه رفتن را زنده کردیم و تقریبا هرجمعه با هم کوه می رفتیم می شناسمش،دختری قوی ومحکم و در عین حال با عاطفه .
هنوز آن عکس زیبا با شعر حافظ و کارت تبریک بی نظیری را که برای تولدم به من هدیه داد دارم.
می دانستم که کارشناسی ارشد در همان دانشکده خودمان قبول شده و مطالعات زنان می خواند و از فعالان کمپین یک میلیون امضاست ، اما دیگر خبری از حال و احوالش نداشتم که بخش اعظمش به بی وفایی خودمان و بخش دیگرش البته به روزگار سخت باز می گردد .
این بی خبری ادامه داشت تا این که خبر بازداشتش را شنیدم .
محبوبه از ۱۵ شهریور که در کرمانشاه باز داشت شده در زندان است و هیچ خبری هم نیست.
تنها خبر وعده ای است که به خانواده اش داده اند وآن این که اگر موضوع زندانی بودن محبوبه را خبری نکنند آزاد می شود که تا به حال چنین نشده و نزدیک به یک ماه است محبوبه عزیز در زندان است.
دلم برایش تنگ شده برای وقتی که آواز می خواندو می خندید و برای مهربانی اش کاش زودتر آزاد شود ...

